سلام
نمیدونم این وبلاگم چه مرگش شده خلاصه هر کی دوست داشت بیاد اون یکی وبلاگ
http://adam-2-hava-khodam.blogfa.com/
دمتون گرم
خودم
نوشته شده توسط خودم در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 14:56 موضوع | لینک ثابت
سلام به روی ماهم ![]()
حالتون که خوفه.............
من خوفم.......![]()
این ماجرا برمیگردد به ۴شنبه
.........
به قول خودشون کنکور ازمایشی بووود قضیه.....
همه خوشحال بودن چون زنگ دوم فیزیک داشتیم گفته بودم چه قد گنده معلم فیزیکه
![]()
رفتیم سر کلاس.......مراقبمونم معلم امار بوووووووود ![]()
اقا ۵دقیقه گذشت همه دور از جون خودم ![]()
![]()
مثل خر تو گل مونده بودن
قرار بود ۲۰ درصد کتابمون بیاد ولی ۹۰ ٪ نخونده بودیم .........
منم حوصله ام سر رفته بوووووود ![]()
خوب چی کار کنم ۱۲۰ سوال بوود
۱۳۰ دقیقه وقت بود .....همه مشغول غر غر بودن که نخوندیم از این حرفا ![]()
من دیدم بشینم اینجا چه کار کنم........
ساعت ۱۰ برگه ها رو دیدن من ۱۰:۲۰ بلند شدم ![]()
![]()
![]()
۱۲۰ تست تو ۲۰ دقیقه زدم
ایووووووول به خودم
همه منتظر همین حرکت انسان دوستانه بودن بلند شدن برگه ها رو دادن![]()
اومدم تو حیاط داشتم میرفتمااا ی هو ناظم اومد اینجوری کرد کجا کجا باید وایسی تا
۱۲:۴۵ که تعطیل شین ساعت ۱۰:۳۰ بووود
رفتم ی جا بگیرم بخوابم خیلی خوابم
میومد مگه گذاشتن این دوستای عزیز
ساعت ۱۱ نشسته بودیم تو حیاط دیگه
اینقد اذیت کردیم ۱۱:۳۰ گفتن برین سره کلاس مام رفتیم سره کلاس......
تا ۴شنبه فک میکردم خیلی معلم گندیه دینیه ولی ۴شنبه دیدم نه بابا باحاله ![]()
ی کم اذیتش کردیم ............
کلی خندیدم بعد زنگ خورد اومدیم خونه ![]()
مثل پسرای خوب اومدم خونه .......
قربونم بروید خودم
![]()
![]()
نوشته شده توسط خودم در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 14:56 موضوع خاطرات مدرسه | لینک ثابت
سلام
سلام به روی ماهم ![]()
به مدت ۴۸ ساعت وبلاگ نمیدونم چه مرگش شده بود ![]()
![]()
متوجه شدیم که شاید دلیلش قالب باشه که درست حدس زده بودم![]()
![]()
عجب حس ۶![]()
![]()
بازم اومدم دیگه .....اونجوری نیگا نکن بابا
خیلی دلتم بخوووووووووواد ![]()
![]()
راستی اپ پایین قبل از اینکه وبلاگم خراب بشه کردم اگه دوست داشتید اونم بخونید
و لطفا نظر بدید یعنی اخرین اپمم همون پایینیه ............
خوب دیگه من تشریف ببرم که وقتم با ارزشه ![]()
قربونم برین اقای خودم ![]()
اوووهو اوهووووو اقای خودم چه اعتماد به نفسی دارم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط خودم در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 16:5 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

روزگار غریبی است عزیز ؛ دیگر نوشتن هم سخت شده ؛ سخت تر از سخن گفتن و دوست داشتن از آن هم سخت تر ، دنیای عجیبی است ، هر چه پیش می رود همه چی سخت تر می شود، دوست داشتن های قدیم چقدر ساده و بی ریا بود ؛ با یه شکلات شروع می شد یا با به چرا بردن گوسفندان اما حال نمی دانم .................
سلام
من ((خودم ))کیه؟!.....خودمم دیگه
تو این وبلاگ قراره یخ حوض بشکونیم ..........
میدونی..........
.....
برای اطلاعات بیشتر به روزنامه های کثیر الانتشار مراجعه کنید
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
قفس تنهایی
ته تغاری...
میدانم که هستم!
خاطرات دبیرستان
پری دریایی
ღ♥ღ طلوع گل یاس ღ♥ღ
روزهای تنهایی من
عاشق مهدی امیر ابادی
..::پندارنیک،گفتار نیک،کردارنیک..::
هر چی که دوست داریم!!!
تنهای تنها
مثل من....مثل تو
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY