سلام .......

دوستای گل گل حالتون خوفه.........

باز هم من تشریف اوردم...............

اوه اوه اوه دلیل اینکه کم میام نت امتحانای ماهانه شروع شده...

شنبه فیزیک داریم ....منم دارم ی نمه می خونم ......البته برنامه ریزی کردم

روزی ۱ساعت بیام نت بقیه شو درس بخونم ...شده ۱ساعت درس نمی خونم.....

یعنی اصلا نمی خونم ولی ....همه امتحانامو به جز زبان خوب دادم ...........

اخه سر زبان مراقب خیلی سرطان بوووووووود

بگذریم .........

اپ امروووووووووووز

 

سفر اخرت .........

 

روزی مردی به سفر می رود...به محض وروود به اتاق هتل  متوجه میشود که هتل

مجهز به کامپیوتر است .....تصمیم می گیرد به همسرش ایمیل بزند (زن ذلیل)

نامه را مینویسد ..ولی در چاپ اددرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود

نامه را میفرستد......

در گوشه ای دیگر از این کره خاکی...زنی که تازه از مراسم خاک سپاری شوهرش

بازگشته با این فکر که شاید پیام تسلیتی از طرف دوستان یا اشنایان داشته باشد

سراغ کامپیوتر میرود..... تا ایمیل های خود را چک میکند...پس از خواندن اولین نامه

غش می کند( چرا نشستی اب قند بیار)  و بر زمین می افتد...پسرش با حول یا هول

و هراس به سمت اتاق مادرش می رود و مادرش را نقش بر زمین میبیند در همان

زمان چشمش به مانیتور می افتد

گیرنده همسر عزیزم

موضوع من رسیدم......

متن:

میدانم از گرفتن این نامه بسیار غافلگیر شد....راستش ان ها اینجا کامپیوتر دارند

و هر کس به اینجا بیاید می تواند برای عزیزانش نامه بفرستد .... من همین الان

رسیدم همه چیز را چک کردم...همه چیز برای ورود تو روبراهه....فردا می بینمت

امیدوارم سفر تو هم مثل من بی خطر باشه عزیزم..... وای چه قد اینجا گرمه!!!!

 

                                     

                               امیدوارم خوشتون اومده باشد

                                       قربونتون خودم

                                          


 

نوشته شده توسط خودم در پنجشنبه دهم آبان 1386 ساعت 16:10 موضوع تراوشات ذهنی خودم ......... | لینک ثابت